دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )
406
تاريخ ايران ( دوره تيموريان ) ( فارسي )
معيار والايى از مهارت فنى در جزئيات انجام گرفته است . البته در اينجا مجال بحث مفصل راجع به اين نگارهها و انتساب ممكنه آنها نيست : اين كار را به طور مفصل سچوكين ( Stchoukine ) و نيز اخيرا رابينسون انجام دادهاند « 1 » . در اينجا يكى ديگر از نسخهها مىبايد ذكر شود كه در خارج ازاين گروهها قرار گرفته و هيچ نوع ارتباط درونى هم با تاريخ مزبور ندارد جز اينكه در اوايل سال 1467 م . به وسيله شيرعلى تحرير شده ( ولى اين تحرير به احتمال در هرات صورت نگرفته چون دربردارنده مهر سلطان حسين است ) و وى هم در اين تاريخ در پايتخت تيموريان مستقر نشده بود . اين نسخه ، نسخه ظفرنامه موجود در مجموعه دانشگاه بالتيمور است ، ولى ساليان دراز در كتابخانه سلطنتى مغولان بوده ولذا نگارههاى آن از كثرت استعمال و دستخوردگى ساييده شده و لطمه خورده است . اين نگارهها ، شش نگاره دو صفحهاى در اول كتاب است كه نسبت به ساير نگارههاى دوره پس از مغولان از ويژگيهاى تاريخى زيادى برخوردار است و در واقع نوعى نقاشى تاريخ به شمار مىرود . اين نگارها داراى صحنههاى قراردادى جنگى و يا تصويرهاى رمانتيك از وقايع قهرمانى نظير نگارههاى نسخه شيراز سال 1436 م . از همين اثر نيست ؛ ولى در آنها تلاش زيادى شده تا وقايع برجسته زندگى مؤسس اين سلسله - كه خود سلطان حسين ، آخرين عضو مؤثر آن بود - بازسازى شود . شايد به اين دليل كه بتوانند عمليات نظامى پيچيده را به راحتى به تصوير بكشند ، از تركيب دو صفحهاى بهره گرفتهاند . پژوهشگران اين موضوع در تمجيد از مفهوم اصلى و اجراى درخشان اين نگارهها توافق دارند و اين هماهنگى و همآوايى هنوز هم وجود دارد ؛ و كمابيش مىتوان با اسنادى كه تامس آرنولد در اين زمينه ارائه داده « 2 » ، انتساب آنها را به بهزاد پذيرفت . آرنولد متوجه شد كه اين نسخه پيش از ضميمه نگارهها بدان ، حاشيهپردازى شده است ولذا اشاره مىكند كه تاريخ قابل قبول براى آنها مىبايد حدود 1490 م . يعنى بيست و سه سال پس از تكميل متن باشد . سرانجام تاريخ آنها بايد پيش از مرگ سلطان حسين در سال 911 / 1506 باشد چون علاقه او به بازنمايى تيمور در نقاشيهاى اول و آخر كتاب كاملا مشهود و اعمال شده است . اينها كاملترين نقاشيهاى نگارهاى مكتب هرات در زمان سلطان حسين است و به دنبال آنها دومين گروه از نسخهها در بيش از يك محور پديد آمده است . در صحنههاى نبرد به دليل ارائه ثبات در يك تركيببندى به هم ريخته از خطوط مستقيم و راست گوشه استفاده شده است . در نگاره « بناى مسجد جامع سمرقند » حركت سنگين فيل در سمت چپ تحتانى ، احساس ضرورى
--> ( 1 ) - رابينسون ، نقاشى نگارگرى ايران ، شماره 29 ؛ سچوكين ، « Les Peintures de la Khamseh » . ( 2 ) - آرنولد ، بهزاد و نقاشيهاى او .